سوسنگرد-تاریخ عرب- عربهاب خوزستان
سوسنگردمن(خفاجیتی)
درباره ما

احبچ یا خفاجیتی احبچ یا خفاجیتی
احبچ یا غطای و مسکنی و بیتی
گالري تصاوير
پيوندها
لينكدوني
< Html />
موضوعات
امكانات!
بايگاني
تعطیل شد
با سلام خدمت دوستان و همراهان همیشگیمتاسفانه چندی است که فرصت سرزدن به وبلاگ و درج مطالب جدید را ندارم
دلیل این کار هم مدیریت چندین وبلاگ ، انجمن ، وبسایت و پرتال اینترنی در شبکه جهانی اینترنت هست.
به همین خاطر این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد
---------------------------------------
در آینده ای نه چندان دور با یک هدیه بزرگ خواهیم آمد:
بزرگترین و جامعترین "پرتال اینترنتی عرب های ایران"
با مجوز رسمی از وزارت کشور
---------------------------------------
برای ارتباط می توانید از ایمیل زیر استفاده نمایید:
dirathali@yahoo.com
لوگوی گوشه ای محکومیت تخریب کاخ فیلیه برای وبلاگ ها
چند روز پیش با خبر شدیم که قصر فیلیه شیخ خزعل در خرمشهر به طور کلی تخریب شده است همه ی ما از شنیدن این خبر متاثر شدیم.جهت اطلاع دوستان من در چند جا از جمله کلوبلاگ شخصی خودم (به ادرس: http://alqafaji.cloob.com/) خبر تخریب آن را منتشر کردم
امروز لوگوی گوشه ای برای وبلاگهای دوستان طراحی کردم تا به این شکل این جنایت را محکوم کنیم
برای دریافت و نصب این لوگو ابتدا تمام کدهای موجود در کادر را کپی کردن و در وبلاگ خود درج نمایید:
برای درج آن در قالب وبلاگ به این شکل عمل نمایید:
1) ابتدا تگ head را پیدا کنید ( < head > )
برای پیدا کردن سریع آن ctrl+f را فشار دهید و head را در آن بنویسید
سپس کد را بعد از آن در قالب خود past کنید
2) راه ساده تر: قسمت "تنظیمات وبلاگ" را باز کرده و در محل درج کد های جاوا سکریپت کد را past کنید.
توجه : برای انتخاب تمام کد های موجود در درون کادر زیر از کلیدهای ctrl+a (و یا کلیک راست+ selectAll ) استفاده نمایید.

القرقیعان تراث خالد یجمعنه سوٍه.
القرقیعان یوم جدید فی رمضان یجمعنه سوهگرگیعان و گرگیعان الله ایخلّی الرضعان
گرگیعان اببیتکم الله ایخلّی اولیدکم
یهل السطوح تنطونا لو انروح

تولد 2 سالگی وبلاگ
سلام خدمت شما دوستان همیشگی
امروز خدمت شما آمدم تا تولد دوساله شدن "سوسنگرد من" رو به همه شما تبریک بگم
بله دوستان سوسنگرد دو ساله شد واقعا انگار همین دیروز بود که با پدیده وبلاگ نویسی آشنا شدم و این وبلاگ رو ایجاد کردم وقتی که این وبلاگ درست شد باور نمی کردم که تا امروز دوام بیاره چون متاسفانه ما عربهای خوزستان تا می خواهیم وبلاگی بزنیم نیمه راه خسته می شیم و وبلاگمون رو تعطیل می کنید.اما لطف همیشگی شما با ارسال نظرات ارزشمندتان و دلگرمی ای که به من می دادید فکر تعطیل کردن آن را از سر دور می کرد که هیچ بلکه در روزهای آینده منحصر به فرد ترین سایت در جهان عرب رو راه اندازی خواهیم نمود.
به پاس لطف بی دریغ شما دوستان انشاء الله در چند روز آینده دو خبر مهم برای شما داریم.....
دو سال فعالیت... دو خبر مهم...
خبرهایی در راه است..... منتظر باشید...
دوستان عزیز لطفا بخش نظرات و نظر سنجی را فراموش نکنید.
لیش ازناد نایم ما تندهونه
لیش ازناد نایم ما تندهونه (عبد الحسین الزابی الطرفی)
نهتم باللسان، المااله ثانی
حیث السان طه، ابهدف ربانی
لاهوه انگلیزی، ولا هو عبرانی
و الواجب انوعی الغافی یخوانی
من غزو الکلام انلوع و انعانی
اصغی الهاالمقال الدمَّر السانی
بالکشتی تجانگ جیمی و جانی
دره و مارپیچی،تریلی لاگانی
رنگ استخونی، البعته پیکانی
کسر خواب عندی ورأسی أذّانی
گیجنه افلان ابهالسخنرانی
بالکوچه علی النفش ،اسطه زنجانی
بانک الکشاورزی، وام مانطانی
آشپز بالبسیج،و طرشو ذانی
سی ساعت عندی کلاس جبرانی
خانم گالت اپرس ما هو قرآنی
حطنی علی الشغل قرقوش، ماجانی
للحوضه ادخلت سرباز، منعانی
تطفر من الکوره لیش یا شانی
خوش ایطگ اگوال، التیم الایرانی
بازی چند چند ایران و آلبانی
بازی چهار هیچ بسود الالمانی
من هالحچی و غیره الما نعرف لونه
لیش ازناد نایم ما تندهونه
پیرامون زبان مردم عرب خوزستان
پیرامون زبان مردم عرب خوزستان(به همراه ترجمه عربی)
زبان ابزار اندیشیه و عمده ترین بیانگر فرهنگ یک ملت است. اگر زبان یک قوم یا ملتی از تکاپو و پویش باز بماند ،یعنی اندیشه آن قوم از کار افتاده است . زبان پدیده تاریخی پر دوامی است که شماری از دانشمندان آن را وسیله تفهیم و تفاهم میان انسانها دانسته اند. زبا نباز کردن انسان که به تبع کار انسان صورت گرفت وی را از مغاک فردیت رهایی بخشید و به روشنایی جمع و جامعه رهنمون شد و زبان در استواری و گسترش پیوندهای اقتصادی و بازرگانی میان افراد جامعه با یکدیگر و دیگر جوامع انسانی نقش اساسی دارد که بدون آن ، تحول و تطور این جوامع ناممکن می شد.
برخی از ادیبان و شاعران پا را فراتر گذاشته ، زبان را چیزی فراتر از ابزار بلکه آماج خود به شمار آورده اند.
زبان با کوشش اجتماعی بشر در عرصه های مادی و معنوی پیوند مستقیم دارد و به طور مستقیم از دستاوردهای این کوششها در عرصه های صنعتی،کشاورزی،هنری و ادبی تاثر می پذیر. زبان با فروپاشی یک نظام اجتماعی- سیاسی یا وقوع یک انقلاب، نابود نمی شود. پس از انقلاب کبیر فرانسه ،زبان فرانسیه همانی بود که پیش از انقلاب به آن تکلم می شد. زبان بردگان رومی با زبان اشراف و نجیب زادگان اختلاف چندانی نداشت. در روزگار ما نیز زبان طبقات ولایه های مختلف یک قوم یا یک ملت یکسان است.در این لحظه تاریخی ، شعر و زبان حافظ برای فارسی زبانان به همان اندازه عزیز و شیرین است که شیواترین وگویا ترین شعر های زمانه ما. اشعار"معلقات هفتگانه " شاعران عرب جاهلیت، همواره جزو سرآمدترین کلام عرب است و هر شنونده یا خواننده ی عرب را به وجد می آورد. اما آیا این به همان معنایی است که زبان را پدیده ای دگم و تکامل ناپذیر بدانیم؟ خیر، زبان همانند سایر پدیده های هستی اجتماعی، تطور میابد.تکامل زبان در واژگان و مفردات آن صورت می گیرد. نجو و دستور و قواعد زبان نسبتاً ثابت است و رشد و تطور زبان بر مبنای این قواعد ثابت شکل می گیرد. با رشد دستاوردهای مادی و معنوی جامعه بشری و افزلیش نیازها و خواسته های انسان، الفاظ و واژگان نرده که دیگر نمی توانند خواسته های نوین انسان را بیان کنند به کنار انداخته می شودند و از سودمندی می افتند و واژگانی نو و شایسته جایگزین آنها می شود. قاموس ها و فرهنگ های جدی پدید می آیند و از این گونه کلمات آکنده می شوند. به ویژه در عصر ما که گواه انقلاب علمی و تکنیکی عظیمی هستیم و زبان ملت ها با انبوهی از واژه ها و اصطلاحات علمی و فنی جدید روبه رو شده است.نوع رویارویی با این پدیده ی نوین در هر زبان و ترجمه این گونه اصطلاحات در خور بحث مفصل و جداگانه ای است که اهل علم و دانشمندان زبان شناس به آن پرداخته اند.
زبان یک ملت هرچه گسترده تر و با پیشرفت علم و تکنیک همگام تر باشد، توان بیانی اش بیشتر خواهد بود و به عنوان یک ابزار کارآمد نقش مهمتری در آگاه ساختن و دانش اندوختن آن ملت خواهد داشت.
علل ایستایی زبان مردم عرب خوزستان
تا پیش از فرمانروایی رضا خان در ایران،زبان عربی در دربار امیران آل مشعشع، بنی کعب و آلبوچاسب و هم در دادوستدهای اقتصادی و بازرگانی میان قبایل و شهرنشینان رواج داشت. به ویژه در حویزه و اهواز که نقش سیاسی و خرمشهر (محمره آن روزگار) که نقش دو گانه سیاسی- بازرگانی مهمی داشت.
از آن پس، این زبان از رسمیت افتاد و با یورش شووینیزم رضا خان، سخن گفتن به این زبان در دوایر و سازمانهای دولتی، بی زبانی را به فرجام می آورد. اما رضا خان نمی توانست زبان همه ی مردم را ببرد؛در نتیجه زبان عربی در گستره ی توده های روستایی و شهری –به شکل غیر رسمی- به حیات خود ادامه داد. اما هر زبانی –و از آن میان زبان عربی- بدون متخصصان و کارشناسان دستور زبان و فرهنگستان و نیز بی شعر مکتوب شاعران و نثر سخنوران نمی تواند رشد کند.
موج شدید عرب ستیزی دستگاه رضا خان و روشنفکران نظریه پردازش که عمدتاً پیرامون فرهنگستان زبان فارسی و مجله ی «ایران کُده» آن روزگار گرد آمده بودند، اندیشه های نژادگرایانه برتری عنصر آریایی را ترویج می دادند. اینها در برابر زبان و فرهنگ اقوام مسلمان ایرانی و به ویژه زبان عربی و فرهنگ مردم عرب ، سدهای سدیدی پدید آورده بودند و این عامل مهم تفاهم و یگانگی را دچار فرسایش کردند.پژمردگی زبان، به خودی خود باعث پس ماندگی اجتماعی و فرهنگی اعراب خوزستان شده است. ضدیت با اعراب در زمان محمد رضا پهلوی نیز ادامه یافت و متاسفانه در میان برخی از نویسندگان و روشنفکران بازتاب یافت. افرادی همچون صادق کیا، محمد مقدم احمد کسروی، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث به انگیزه ناسیونالیستی که گاهی رنگ تند شوونیزم به خود می گرفت، آگاهانه یا ناآگاهانه به جریان فوق مدد رساندند. اما انصافا باید گفت که احمد کسروی با نوشتن "تاریخ پانصد ساله خوزستان" خدمت مهمی به مردم این سامان کرد.
بررسی فنی ورود واژگان فارسی به زبان عربی مردم منطقه
زبان مردم عرب خوزستان، نوعی لهجه عربی است که نسبت به بسیاری از لهجه ها –نظیر مصری و مغربی- به زبان عربی فصیح یعنی زبان قرآن نزدیک تر است. اما زبان نویسندگان،شاعران و فقهای عرب این منطقه –جز در عرصه ی فرهنگ عامه- زبان عربی فصیح است.
متاسفانه در دوران سلاطین ستمگر پهلوی زبان عربی مردم این منطقه در برابر یورش سیل آسا و برنامه ریزی شده واژگان فارسی دست بسته و بی دفاع ماند که پیامد آن زبان عربی دست و پا شکسته ای است که اکنون در میان اعراب خوزستان رایج است و به آن سخن گفته می شود.به جرأت می توان گفت از ده واژه لهجه ی رایج عربی در خوزستان ،دست کم چهار کلمه آن فارسی است و این آفتی است که زبان مردم منطقه دچار آن شده.
گفتنی است که زبان مردم روستاها و افراد کم سواد و کم ثروت نسبت به زبان شهریان، باسوادان و ثروتمندان، سالم تر مانده است.
تا پیش از گسترش مناسبات سرمایه داری در عهد رضا خان،بخش عمده ی زندگی مردم عرب خوزستان –که به شکل قبیله ای می زسیتند- بر شیوه های کشاورزی و نخل داری و بخشی نیز بر اساس بازرگانی در بنادر خرمشهر و معشور و اهواز قرار داشت. زبان و واژگان مردم به همین جنبه های ساده کشاورزی و عشیره ای محدود می شد.
در طول تاریخ، همان گونه که زبان و ادبیات عرب بر زبان فارسی تاثیر نهاده، عکس آن نیز رخ داده است. به عنوان مثال حرف "چ" است که در الفبای عربی نیست اما وارد لهجه زبان عرب خوزستان و حتی وارد لهجه ی عراقی ها شده است. همچنین بسیاری از کلمات فارسی در زبان عربهای خارج_ به خصوص در عراقی ها،سوریه و مصر- وارد شده است.
موج جدید صنعت و فن و تکنیک فرا رسیده از خارج، جریان واژگان خاص خود را به همراه داشت که زبان فارسی با آن همه فرهنگستان ها و بنیادهایی که نگهبانی و حراست آن را به عهده داشتند در برابر این موج هاج و واج مانده و داد زبان شناسان میهن ما از این مسأله بر آسمان است.
ریشه های نابه سامانی و پریشانی و ایستایی زبان عربی را در خوزستان به طور عمده می توان در مسائل زیر خلاصه کرد:
نخست:
نام ابزار ها و دستگاه های فنی و علمی جدید است که پس از ورود از خارج ، معادل فارسی پیدا کرده و به همین صورت فارسی وارد گویش عربی مردم خوزستان شده اند و این فزون بر چندین واژگان کشاورزی، اداری، اداری، علمی و هنری است که به سبب آمیختگی و داد و ستد و معشرت با فارسی زبانان وارد زبان محاوره ای مردم شده است..آموزش به زبان فارسی نیز به این روند کمک کرده است.
از تیغ و ناخن و زیر سیگاری و مسواک و چسب و خودکار و خط کش و خودنویس و مدادتراش و پونز و سنجاق و نوار وگرفته تا آجیل و شیرینی و دستشویی و کاشی و موزاییک وساختمان و خاک انداز و یخچال و پنکه و خیابون وبیمارستان و کوچه و چهارراه و پیاده رو و بخشداری و شهرداری و فرمانداری و استانداری تا نخست وزیری.
همچنین دانشکده و دانشگاه و پالایشگاه، مین و موشک و خمپاره و ژاندارمری و پادگان و درجه های نظامی. یا در زمینه های دیگر همانند: جوان، زرنگ، زنگین، گردن کلفت، زمینه، پاکسازی، گوشه ،اطریش و لهستان و بسیاری نام های جغرافیایی.
اگر توجه کنیم، می بینیم بخش عمده ی این واژها، فنی، اداری یا مربوط به مسائل جدیدی هستند که در شست-هفتاد ساله ی اخیر وارد زندگی مادی و معنوی مردم شده اند و پیش از آن اکثریت مردم عرب خوزستان با آنها بیگانه بوده و در زندگی ساده ی عشیره ای آنان وجود نداشته اند.
اما آشکار نیست چرا برخی واژه ها همانند «یخ» و «میوه» که در چارچوب فوق نمی گنجد و پیش از این نیز در زندگی مردم حضور مادی داشته اند، به این سرنوشت گرفتار شده اند.
دوم:
تاثیر زبان فارسی بر زبان عربی مردم منطقه، جنبه ی دستوری هم دارد.
اکنون اغلب افراد (و بیشتر در شهرها) بر خلاف ساخت زبان عربی که واژگانش بر اساس اشتقاق قرار دارند، افعال را همانند زبان فارسی به شکل ترکیبی، که از ویژگی های زبان فارسی است، به کار می برند. نمونه ها بسیار است و به عنوان مشتی از خروار:
|
فعل ترکیبی مصطلح در گویش مردم عرب خوزستان |
معادل فارسی |
فعل صحیح عربی |
|
اِنطگ قَدم |
قدم می زنیم |
نتمشی |
|
طَگ ابذوقی |
توی ذوقم زد |
أزعجني |
|
ایطگ جوش |
جوش می زند |
یلحم |
|
ایکض کُشتی |
کشتی می گیرد |
یُصارع(مصارعه) |
|
صار شروع |
شروع شد |
بدأ |
|
صار چبیر(کبیر) |
بزرگ شد |
کبیر |
|
سوّی کنترل |
کنترل کرد |
راقب |
|
سویت شغل |
کاری کردم |
عملت |
|
سوّی اعلام |
اعلام کرد |
أعلن |
|
سوّی دیکته(املا) |
دیکته کرد |
أملَأ |
|
سوّی تصفیه |
تصفیه کرد |
صفّی |
|
سوّی توجیه |
توجیه کرد |
برّر(تبریر) |
|
سوّی یادداشت |
یادداشت کرد |
سجّل ملاحظه |
|
سوّی تبرئه |
تبرئه کرد |
برّأ(تبرئه) |
در این میان سهم مصدرهای «تسویه» و «صیروره» فراوان است که واژه ی نخست در برابر مصدر فارسی «کردن» به کار رفته و به شکل نادرست فعل ترکیبی کاربرد پیدا کرده است. «صیروره» نیز به معنای «شدن» است. این دو کلمه به علت کثرت استعمال در افعال ترکیبی فارسی در لهجه کنونی عربی مردم خوزستان به فراوانی استفاده می شود.
این مسأله ناشی از ناآگاهی عمومی از صرف و نحو عربی است.
سوم:
برخی از واژه های عربی که وارد زبان فارسی شده و شناسنامه فارسی گرفته اند و اصولاً با معنای اصل عربی خود فرق دارند در گویش مردم عرب خوزستان به همان شکل و معنای فارسی اش به کار می روند. به طوری که اگر یک عرب غیر ایرانی آنها را بشنود منظور گوینده را نخواهد فهمید، مانند:
|
کاربرد محلی |
فارسی |
عربی صحیح |
|
لوازم (البیت) |
لوازم (خانه) |
اثاث (البیت) |
|
افتضاح |
افتضاح |
فضیحه |
|
بین المللی |
بین المللی |
دُوَلی |
|
تأسیسات صنعتیه |
تأسیسات صنعتی |
المنشآت الصناعیه |
|
محقق |
محقق |
باحث |
|
نقاشی |
نقاشی |
رَسِم |
|
مجسمه |
مجسمه |
تمثال |
|
عَکِس |
عکس |
صوره |
|
جلدالکتاب |
جلد کتاب |
غلاف الکتاب |
|
برق |
برق |
کهرباء |
|
تعمیر |
تعمیر |
تصلیح |
|
بحران |
بحران |
ازمة |
"برق" و "ابراق" در عربی به معنای تلگراف و "تعمیر" به معنای عمران و آبادان کردن است.
چهارم:
کلمات بیگانه ای که در عربی فصیح، معادل دارند اما در عربی محلی خوزستان به همان شکلی که وارد زبان فارسی شده اند به کار می روند. مانند:
فوتبال،والیبال،تئاتر،اسید سولفوریک، آچار، جک، اگزوز، و سایر اجزای ماشین و ابزار آلات دیگر و اصطلاحات فیزیک و شیمی و سلیر علوم جدید. معدل واژه های فوق در عربی عبارتند از (کرة القدم، کرة الطائر، مسرح، حامض کبریتیک، مفتاح، رافعه و دبه).
پنجم:
شماری از واژه ها به طور مستقیم از انگلیسی وارد گویش محلی مردم شده اند: نظیر «ساید»، «رونگ ساید» و «منته کار» یعنی «موتورکار» و «فنّش» که از «فینیش» یا تمام کردن مشتق شده است.
ششم:
از دیگر پدیده های زبان عربی خوزستان ، رفتار صرف و نحوی با واژگان فارسی است که از همه شایع تر، «جمع بستن عربی» واژه های فارسی یا «مؤنث کردن» است که در فارسی وجد ندارد، همانند:
|
واژه ی فارسی |
جمع عربی (خوزستان) |
|
سنگر |
سناگر(بر وزن فَعلَل-فعالل) |
|
کوچه |
اِکوَچ |
|
جوان |
جوانیه |
|
خیابون |
خیابونات |
|
پادگان |
پادگانات |
|
نوار |
نوارات |
و در زمینه تانیث، دهاتی و «دهاتیه» و دسمال(دستمال) و «دسماله»
هفتم:
برخی واژه های فارسی با اندک تغییراتی وارد زبان عربی محلی مردم شده است. مثل «تفگه» که همان «تفنگ» است و به زبان عربی،«بندقیه»،«باروده» و چند واژه ی دیگر معادل آن وجود دارد.
هشتم:
نوعی آمیختگی زبان که پیامد آن واژه ای است غیر فارسی و غیر عربی. مانند فعل «بَنَّد» که بر مبنای «فَعَّل» از مصدر فارسی بستن درست شده و معنای خوزستانی آن «بست» و «بند آمد» است.
نیز واژه ی «تِگذَر» که از مصدر فارسی «گذشتن» و بر وزن «تِفعَل» یعنی فعل مضارع عربی درست شده و معنی عربی محلی آن «می گذرد» است. یا واژه ی «مچروخ» بر وزن مفعول که از کلمه چرخ فارسی گرفته شده و معنی آن «چرخ شده» و معادل عربی فصیح آن «مطحون» است.
این گونه واژه ها را جز اهالی عرب خوزستان، هیچ کس دیگر، نه عربها و نه فارسها نمی فهمند.
نهم:
اعراب خوزستان در لهجه محلی، «اعطینی» را «اطینی» تلفظ می کنند. البته این موضوع منحصر به مردم عرب خوزستان نیست و در جنوب عراق و کویت هم این گونه تلفظ می شود.
دهم:
اغلب عربهای خوزستان و به ویژه تحصیلکرده ها و شهر نشینان بر اثر معاشرت با فارسها «غ» را با صدای «ق» تلفظ می کنند.
میزان لغزش گروه های اجتماعی:
صدور حکم کلی درباره ی کاربرد ناهنجار زبان عربی توسط همه ی مردم عرب خوزستان، درست نیست.
با وجود پیوندهای اجتماعی و اقتصادی گسترده ی میان شهر و روستای خوزستان، روستایی عرب از شهری فصیح تر سخن می گوید و واژگان فارسی کمتری وارد کلام خود می کنند. در میان گروه های سنی، سالمندان نسبت به جوانان عربی را بهتر صحبت می کنند. از نظر جغرافیایی، مردم خرمشهر نسبت به سایر مناطق کمتر قاتی می کنند. از همه ضعیف تر در این زمینه نسل جوان آبادانی است.البته روستاییان این شهر را باید مستثنی کرد.
پایبندی توده های مردم به زبان مادری شان نسبت به طبقات بالای جامعه نظیر تکنوکراتها و بروکرات های شرکت ها و ادارات و بسیاری از سرمایه داران و کسانی که به گونه ای زیر تاثیر فرهنگ نژادپرستانه ی شاهنشاهی از عرب بودن خود احساس حقارت می کردند،بیشتر است.
آیا امکان پالایش زبان عربی رایج در خوزستان وجود دارد؟
زبان عربی مردم خوزستان –با تمامی کاستی هایی که برشمردم- با ژرفای کنونی و استواری صرف و نحو و لغت و فراخی و گونه گونی شعر، هنر و ادبیات کهن و نوین عرب، می توان از این بهتر باشد و رشد و تکامل می یابد.
فزون بر وظایف نهادهای دولتی که ماده ی 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نحوی به عهده ی آنان گذاشته، روشنفکران،شاعران و هنرمندان نقش مهمی دارند. شب های شعر که هم کنون، هر از چندی برگزار می شود و چاپ کتابهای مختلف شعر و نثر نویسندگان و شاعران عرب خوزستان می تواند پیش زمینه ی این فرایند باشد.
با انتشار نشریه ها و گاهنامه های اجتماعی، فرهنگی و ادبی به این زبان، بهبود وگسترش برنامه های عربی رادیو و تلفزیون در منطقه و جبران کاستی های مربوط به آموزش این زبان در مدارس، می توان گام های بنیادی برای رشد و شکوفایی آن برداشت.
منبع: نسیم کارون، کتاب اول
لمشاهده هذه المقاله بالعربیه انقر علی "ادامه مطلب"
نگاهی به امثال و حکم عرب خوزستانی بخش اول
يكي از جلوه های فرهنگ و تمدن و ادبيات هر ملتی امثال و حكم و كلمات قصار و پرمغزي است كه از دهان بزرگان علم و ادب و يا مردم عامي آن سرزمين در طول تاریخ جوشيده است که گاهی پیشینه برخی از این امثال بر بعضی از مردم روشن نیست.
در ميان تمام آثار ادبيات عامه هرگروه و ملت، ضرب المثل ها مبين شخصيت و ويژگي هاي روحي آن گروه يا ملت است مجازها، كنايه ها و استعاره هاي بي شماري كه در مثل ها به كار رفته به منزله اسباب و ابزارهايي است كه هر قوم و ملتي احساسات و نمايش ها خود را اعم از كمدي و درام و تراژدي در آن به روي صحنه مي آورد و با صداقت تمام و به طور ناخودآگاه، معتقدات، خرافات و سنت ها و هر چه را به آن ايمان دارد؛ در طول تاریخ در همين امثال و حكم منعكس مي كند.
زبان عربی محلی مردم خوزستان نیز مانند همه زبان های دیگر، دارای ضرب المثل هایی است كه هر كدام از آن ها داراي دنیایی از ذوق و انديشه و حسن تعبير در اداي مقصود است
سوال اساسی كه اینجا مطرح مي شود اين است كه "آيا امثال و حکم ريشه تاريخي دارند و به موضوع خاصي ارتباط دارند؟" قطعا جواب این سوال مثبت خواهد بود. پدیده امثال و حکم که قبل از طبقهبندی علوم و قرنها پیش از ظهور فلاسفه، وجود داشتهاست، هریک از آنها ريشه باستاني و تاريخي دارد؛ برای مثال دو ضرب المثل عربی خوزستانی زیر ریشه در یک ماجرای تاریخی و یا افسانه ای دارند.
"حامیهَة حرامیهَة" (نگهبان آن دزد آن است)
کاربرد اين ضرب المثل درباره كسي است كه به چيزي امين شود ولي در امانت خود خيانت ورزد درباره ي اصل اين مثل چنين آورده اند:
روزی دو نفر از ترك هاي عثماني به هدف زيارت مرقد "شيخ قادر گيلاني" ، از استامبول به بغداد آمده بودند هريك از آن ها تعدادي ليره طلا و يك اسب همراه داشته اند، در محل معروف به "باب المعظم" يكي از چپاولگران، آنان را مورد تعرض قرار داده و آن چه به همراه داشتند به سرقت برد. لذا يكي از مال باختگان تپانچه خود را گرفت و به تعقيب دزد مبادرت ورزيد. در اين هنگام تعدادي ژاندارم از آن جا مي گذشتند لهذا دزد و مالباخته را دستگير كردند، هر دو را به پاسگاه برده و تحويل بازجو كننده دادند. تصادفاً يكي از مشاهير شهر بغداد در آن جا حضور داشت.
به اين جهت بازجو كننده از اين شخص اجازه گرفت و مدت كوتاهي در يك اتاق با سارق خلوت كرد. آنگاه بازگشت و به ترك مالباخته ي غريب گفت: دزد را تفتيش كرديم ولي چيزي نزد او نيافتيم شما در اشتباه هستيد! اما آن شخص بغدادي معروف در موضوع دخالت نمود، زيرا اين دو مرد بيگانه را برحق مي ديد. پس به بازجو كننده گفت آقا اجازه بدهيد تا من اين شخص غارتگر را ببينم. شايد بتوانم او را قانع كنم تا اعتراف كند! مأمور گفت بفرما. لذا اين مرد بغدادي نزد دزد غارتگر رفت و به او گفت: ببين پسرم از من بشنو، اين ها مردمي زاير و غريبه اند و اين خرج سفرشان است و چيزي جز آن ندارند كجا بروند؟ از چه كسي كمك بگيرند؟ من از خودم يك ليره طلا به طريق حلال به تو مي دهم و پول هايشان را پس بده . مرد غارتگر گفت: به خدا قسم حاجی، حقيقت مي خواهي؟ من هنگامي كه متوجه شدم كه آنها زايرند خواستم پولهايشان را استرداد كنم. اما ژاندارم به من گفت: اگر اعتراف كني ترا سر مي برم و اگر پول ها را در بياوري جانت را مي گيرم. «تورا به دينت من چه بايد بكنم و آن هنگامي كه " نگهبان آن دزد آن باشد" » و از آن موقع این مثل، مشهور شد (منبع: امثال و حکم عربی خوزستان تالیف کاظم پور کاظم، همراه با تلخیص و ویرایش)
"میان حانه و مانه ریشم را از دست دادم"
ریشه افسانه ای این مثل:
گویند مردی دو زن داشت که هر دو او را دوشت داشتند. حانه زن جوان و مانه زن پیر او بودند. گاهی که مرد به قصد خواب دراز می کشید و سرش را روی حانه می گذاشت، زن جوان موهای سفید سر را می کَند تا جوان به نظر آید. اما هنگامی که مرد،سرش را در دامن مانه می گذاشت و می خوابید زن پیر، موهای سیاه مرد را می کند تا همانند او پیر به نظر آید. طولی نکشید که مرد کچل شد. بر همین اساس گفته می شود "میان حانه و مانه ریشم را از دست دادم" (منبع:افسانه های مردم عرب خوزستان تالیف یوسف عزیزی بنی طرف)
کتابهایی که در زمینه امثال و حکم عربی خوزستانی منتشر شده است تا جایی که می دانم بیشر از چهار یا پنج کتاب تجاور نمی کنند از مهمترین آنها کتاب امثال و حکم دو جلدی کاظم پورکاظم است که به شرح ریشه تاریخی مثل ها پرداخته است از کتاب های ارزشمند دیگر کتاب " ضربالمثلهاي عربي خوزستان با شرح فارسي" تالیف توفيق يابري است.
من هم در این وبلاگ به نوبه خودم سعی می کنم ضرب المثل های نغز و پر محتوای عربی خوزستانی همراه با معنی و معادل فارسی آنها برای شما بازدید کنندگان ارجمند قرار دهم.
شما نیز اگر می خواهید در این کار فرهنگی سهیم باشید می توانید از طریق فرم ارتباط با ما (دکمه زیر) مثل ها و جملات قصار خود را همراه با معنی ارسال کنید تا در وبلاگ با نام شما درج شود.
اینک امثال و حکم بخش اول:
1- مُو کل امدهـرب لوز (هر گردی گردو نیست)
به همان معنی: مو کل اصفر ذهب (هر زردی طلا نیست.)
2- جدره علی ناره و عینه علی جاره ( دیگ غذای او بر آتش است و لی چشم بر دیگ همسایه دارد)
کنایه از آدم طماع است.
3- ما ینوش العنب بیده وایقول حامض ما اریده (دستش به انگور نمی رسد می گوید ترش است نمی خواهمش)
در مورد شخصی به کار می رود که به چیزی دست رسی ندارد ولی تظاهر به بی علاقگی می کند.
4-لو ظلمه لو سراجین( یا بسیار تاریک یا دو چراغ با هم )
در همان معنی : لو کارتین لو بلیه امعشه( یا دو بسته علوفه برای حیوان می آورد یا او را بدون علوفه می گذارد)
کنایه از افراط یا تفریط کردن در کاری به کار می رود.
5- یا جمل بین الصخول ( ای شتر میان بزها)
درمورد شخصی که با غیر هم سالان خود نشست و برخاست می کند.
6-یصید البقه و یخطی الجمل ( پشه را شکار می کند ولی تیرش به شتر نمی خورد)
کنایه از کسی که خوب از فرصتها استفاده نمی کند .
7-یرمي عصفورین بحجاره ( با یک تیر دو گنجشک می زند)
معادل آن با یک تیر دو نشان زدن است .
8-عقب ما شاب ودّوه للکـّتاب( پس از این که پیر شد او را مکتب خانه فرستادند.)
کنایه از از دست دادن فرصت ها است.
9-یطلع من امزوق المس( از سوراخ های کفگیر بیرون می آید!!)
کنایه از زرنگ بودن وفرصت طلب بودن است.
10- اثنین امعرسین و الف متکلفین(دو نفر ازدواج کرده اند و هزار نفر به زحمت افتاده اند.)
11-میـّل زرعک عن دوابی ( مزرعه ی خود را از جلوی گاومیش های من دور کن !!)
نزدیک به همان معنی: فوگ حگـّه دگـّه ( ا فزون بر حق از دست داده اش کتکی هم خورده است!!)
12-امشی شهر و لا تطفر نهر(یک ماه پیاده برو ولی از روی یکجوی آب نپر!!)
13-موشغل کل سخله علی البیدر تدوس / ترید ثور و شایب امهدم الضروس
( کار هر بز نیست خرمن کوفتن / گاو نر می خواهد و مرد کهن )
14-فرد اید ما تصفق ( یک دست صدا ندارد)
15-من قلت تدابیره حنطته تاکل اشعیره ( از بی کفایتی او ، گندمش جوهایش را می خورد)
معادل آن در فارسی میشود : خود کرده را تدبیر نیست.
16-خالتی و بنت خالتی و الغریبه افضالتی( خاله ام و دختر خاله ام و غریبه پس مانده ی غذایم است!!)
در مورد ترجیح نزدیکان و اقارب بر دیگران کاربرد دارد.
17- اجه ایطبـّبه عماها (خواست چشمش رادرمان کند اورا کور کرد.)
در مورد کسی است که به کاری که در تخصص او نیست دخالت می کند و موجب ضرر میگردد.
18- طوله طول نخله وعقله عقل سخله(قدی به قدر یک نخل بلند دارد ولی عقلش به اندازه یک بز است)
19- خضه خضه هو لبن( هرچه که آن را تکان بدهی باز دوغ است!!)
کنایه از کار بیهوده کردن است.
20- حامیهة حرامیهة( نگهبان خود دزد از آب درآمد!!)
اخرين مطالب
تعطیل شدلوگوی گوشه ای محکومیت تخریب کاخ فیلیه برای وبلاگ ها
القرقیعان تراث خالد یجمعنه سوٍه.
تولد 2 سالگی وبلاگ
لیش ازناد نایم ما تندهونه
پیرامون زبان مردم عرب خوزستان
نگاهی به امثال و حکم عرب خوزستانی بخش اول
معرفی کتاب/ ايرانيان عربتبار
ایام محرم تسلیت باد
افتتاح بخش دانلودکتاب ||افتتاح قسم تحمیل الکتب
آرشيو كامل


